بخش اول: کلیات

فصل اول: مفاهیم و الگوهای مدیریت راهبردی

ره‌آوردها و اهداف یادگیری

1. توصیف الگوی جامع مدیریّت راهبردی در تدوین، اجرا و ارزیابی راهبردهای جهاد اقتصادی 

2. تبیین سیر تکامل مفاهیم مدیریّت راهبردی

3. انتخاب و کشف الگویی جامع برای تحلیل راهبردهای جهاد اقتصادی، با بهرهبرداری از سایر مکاتب راهبرد در فرایند مدیریّت راهبردی سازمانها (مکتب قدرت، مکتب کارآفرینی و ...) جهت اجرای  اثربخش راهبردهای جهاد اقتصادی

4. تحلیل تعاریف مختلف ارائه شده درباره راهبرد و تلفیق آنها جهت شناخت نتایج جدید

5. اتّخاذ رویکرد مطالعه موردی در دانشگاهها جهت آموزش مدیریّت راهبردی و  توجّه به مسائل ملّی همچون جهاد اقتصادی

6.  توجّه به نظریات اندیشهمندان دانشگاهی ایران و انتقاد سازنده آنها جهت توسعه و پیدایش نظریات جدید برای حلّ مسائل ملّی

7. ارائه بستهای جامع  از مدیریّت راهبردی شامل  مبانی نظری(فنون، نظریّهها، الگوها) در بخشهای سهگانه جهت تحقّق راهبردهای جهاد اقتصادی

8. قابلیّت بهرهبرداری از الگوهای نوظهور در سازمانها و  توجّه بیشتر و عمیقتر به آنها

9. مطالعه موردهای سازمانهای بخش خصوصی، دولتی و غیر انتفاعی در دانشگاهها و متقابلاً آزمون نظریّهها در این سازمانها. به منظور برقراری رابطه صنعت، دولت، حوزه و دانشگاه  برای تحقّق اهداف جهاد اقتصادی

10. بهرهبرداری از واژگان کلیدی در پژوهشهای آتی

11. تفکّر درباره جایگاه خود، سازمان محل فعّالیّت یا کسبوکار در تحقّق اهداف جهاد اقتصادی


فهرست مطالب فصل

فصل اوّل: مفاهیم و الگوهای مدیریّت راهبردی

رهآوردها و اهداف یادگیری

مقدمه

1. سیر تکامل راهبرد و مدیریّت راهبردی

1-1. مدیریت عمومی و راهبرد

2-1.  برنامهریزی سازمان

3-1. گروه مشاوران بوستن و مک کینزی

4-1. نظریّه مبتنی بر محیط(بازار)

5-1. نظریّه مبتنی بر منابع

6-1. رویکرد فرایندی راهبرد

7-1. نظریّه قابلیّتهای پویا

8-1. شبکه ارزش و همرقابتی

9-1. پویایی رقابتی

10-1. مدل دلتا

11-1. نظریّه مبتنی بر دانش

12-1. شایستگیهای محوری سازمان

13-1. سایر نظریّهها

2. مکاتب راهبرد

1-2. مکاتب از دیدگاه مینزبرگ

3. مبانی نظری و فلسفی راهبرد

4. مفهوم راهبرد و مدیریّت راهبردی در عرصههای جهاد اقتصادی

1-4. تعاریف پنجگانه راهبرد

2-4. راهبردهای تعمّدی و نوظهور

3-4. فرایند شکلگیری راهبردی

4-4. لنزهای راهبرد

5. آسیبهای راهبرد و مدیریّت راهبردی در ایران

1-5. لزوم انتشار مجلّات تخصصی راهبرد

2-5. انتشار کم دانش راهبرد و مدیریّت راهبردی در وب

3-5. قصور و تقصیر راهبردشناسان ملّی و سازمانی

4-5. بیتوجّهی به آثار مدیریّت راهبردی با خواص فعّال و مؤثر

5-5. یقین و گمان به مطالعات نسبی

6-5. جدایی مستمّر اجرا و کنترل از تدوین راهبردها

7-5. بیتوجّهی به دانش و تجربه انباشته کارکنان و سایر مدیران

8-5. یکسونگری در شناخت راهبردها

9-5. موج راهبرد نویسی و کجفهمیهای راهبردیِ راهبرد

10-5. تصمیمهای خلقالسّاعه و جابهجایی مدیران

11-5. جزیره جزیره بودن راهبردها به جای انسجام و شبکههای راهبردی

12-5.  توجّه به طلای نادر زمان در مطالعات راهبردی

6. خلاصه اجرایی

7. واژگان کلیدی

8. سؤالات و تمرینهای کاربردی

 

خلاصه اجرایی

در این فصل با نگاه تاریخی 5 بخش عمده تحلیل شدند. در بخش اوّل برخی از مهمترین نظریّههای مدیریت راهبردی که در تحلیل بخشهای بعدی کتاب مفید هستند بررسی شد. رهنمودهای راهبردی و اجرایی حاصل از این بخش عبارتند از:

برای توسعه و اجرای راهبرد و مدیریّت راهبردی در عرصه عمل در سطوح ملّی و سازمانی لازم است که موردهای واقعی از صنعت و بخشهای عمومی در  در کلاسهای درس در دانشگاهها بین دانشجویان و استادان بررسی شوند؛

انتقال دانش ضمنی راهبرد و مدیریّت راهبردی از طریق استاد- شاگردی و یادگیری در عمل صورت پذیرد

 هر چند برنامهریزی دارای ضعفها و انتقادات گستردهای است اما همواره تحلیل عقلایی گزینههای راهبردی، پیشبینی آینده، استفاده از فنون تحقیق در عملیّات در کار و برنامهریزی غلتان در سازمان ضروری است؛

بر اساس نظریّه مبتنی بر بازار برای پیروزی بر دشمنان، کسب مزیّت رقابتی در صنعت با تحلیل نیروهای رقابتی و زنجیره ارزش، تحلیل رقابت در صنعت، تحلیل زنجیره ارزش در سازمان و سیستم ارزش در صنعت مفید است؛

بر اساس نظریّه مبتنی بر منابع، توجّه به دانش سازمانی به عنوان منبع حیاتی در سازمان، شناخت منابع و روشهای ترکیب آنها با هم و همچنین تحلیل منابع موجود و در صورت عدم وجود خلق قابلیّت و منبع در سازمان ضروری است؛

در توسعه و اجرای راهبردها، توجّه به مکاتب توصیفی همچون قدرت، کارآفرینی، فرهنگی، یادگیری، محیطی، شکلپذیری و شناختی در کنار مکاتب توصیفی ضروری است که باید به راهبردهای نوظهور و شناسایی مکانیزم خلق آنها در سازمان توجه خاصی شود؛

منابع و قابلیّتها باید بر اساس تغییرات محیطی و پویایی آن نیز تغییر کرده و توسعه یابند؛

با تحلیل شبکه ارزش و همرقابتی، به مکمّلها و همزمانی رقابت و همکاری در صنعت توجّه شود؛

با تحلیل چرخه رقابت و ابررقابت، پویایی رقابت تحلیل و از آفتهای ایستایی رقابت در صنعت پرهیز شده و راهبردهای تهاجمی و دفاعی در عرصه ابررقابت شناسایی شوند؛

با توجه به مدل دلتا، موقعیتها و گزینههای راهبردی مختلفی برای توسعه و اجرای راهبردها در نظر گرفته شود و در آن به مشتری (جذب، حساسیّتمندی و حفظ آن) بهرهبرداری از مزیّتهای منابع و بازار توجه شود؛

بر اساس نظریّه مبتنی بر دانش، بهرهبرداری و اکتساب دانش هم در توسعه قابلیّتهای موجود و هم در شناخت قابلیّتها مفیدند که خلق دانش برای کسب مزیّت همکاری و رقابتی لازم است؛

 متناسب با توسعه نظریّهها و رویکردهای مدیریت راهبردی ، طبقهبندیهای مختلفی از مکاتب صورت گرفته است که از دیدگاه مینزبرگ ده مکتب معرفی شده است: مکاتب تجویزی شامل مکتب طراحی، مکتب برنامهریزی و مکتب موقعیّت‍‍یابی است و مکاتب توصیفی شامل مکاتب کارآفرینی، شناختی، یادگیری، محیطی، فرهنگی، قدرت و شکلپذیری است. در تحلیل و توجه به این مکاتب است که نوعی نگاه منشوری به سازمان حاصل شده و از زاویههای مختلف به آن نظاره میشود؛

 در تحلیل راهبردهای تعمّدی و نوظهور میزان تحقّق برنامههای قبلی و راهبردهای گذشته شناسایی و به راهبردهای نوظهور در سازمان توجّه ویژه میشود.

 علاوه بر برنامهریزی راهبردی، توجّه به الگوهای بینش راهبردی، خطرپذیری راهبردی و یادگیری راهبردی در توسعه و اجرای راهبرد برای سازمانها و سطح ملّی ضروری است؛

جانسون و دیگران در تعریف راهبرد از 4 لنز راهبرد استفاده میکنند که لنز طراحی به پیشبینی اثرات آینده اقدامات، تحلیل عقلایی سازمان میپردازد و لنز تجربه، تجربههای غنی ملّی در حوزههای مختلف را بررسی میکند. لنز ایدهها بیانگر توجّه به نوآوری ملّی و سازمانی و بهرهبرداری از ایدههای کارکنان و سطوح دیگر است. لنز گفتمان به  ایجاد ارتباطات اثربخش خارجی برای توسعه بازارها اشاره میکند؛

 راهبرد از نگاه گرانت با سه ابزار تحلیلی زیر توصیف میشود: در ابزار راهبرد به عنوان پشتیبان تصمیم، به ایجاد انسجام در تصمیمهای سازمانی و ملّی و بدیلهای با اولویّت در تصمیمها توجّه میشود. در نقش راهبرد به عنوان ابزار هماهنگ کننده، ایجاد هماهنگی در درون واحدها، بین واحدها، بین سازمانها، بین صنایع، بین صنایع و بخشها و بین قوا، بین قوا و سطح سیاستهای کلان مدّ نظر است. در نقش راهبرد به عنوان هدف پیشبینی شده، پیشبینی وضعیّت آینده بنگاه و ایجاد انگیزه در کارکنان سازمان مورد توجّه است؛

شناخت آسیبهای راهبرد و مدیریّت راهبردی به معنای درس گرفتن از آنها و عدم تکرار مجدد آنها در تحقیقات آتی است. برخی از آسیبهای راهبرد مدیریّت راهبردی حاصل از تجربیّات راهبردشناسان این عرصه در ایران است که عبارتند از: لزوم انتشار مجلّات تخصصی راهبرد، انتشار کم دانش راهبرد و مدیریّت راهبردی در وب، قصور و تقصیر راهبردشناسان ملّی و سازمانی، بیتوجّهی به آثار مدیریّت راهبردی با خواص فعّال و مؤثر، یقین و گمان به مطالعات نسبی، جدایی مستمّر اجرا و کنترل از تدوین راهبردها، بیتوجّهی به دانش و تجربه انباشته کارکنان و سایر مدیران، یکسونگری در شناخت راهبردها، موج راهبردنویسی و کجفهمیهای راهبردیِ راهبرد، تصمیمهای خلقالساعه و جابهجایی مدیران، جزیره جزیره بودن راهبردها به جای انسجام و شبکههای راهبردی و عدم توجّه به زمان در مطالعات راهبردی.

و سرانجام آنچه که در پیشینه مدیریّت متعارف بارها ملاحظه کردهایم این است که پیشرفت و توسعه آن حداقل با پیگیری سه حوزه زیر صورت پذیرفته است: اوّل، توسعه مبانی فلسفی، فنون و نظریّههای مدیریّت راهبردی، دوّم، توسعه روش شناسی حوزه مدیریّت راهبردی به طوری که به مطالعات فراتر از روشهای پژوهش کمّی  توجّه شده و به راهبردهای پژوهش کیفی همچون پدیدارشناسی، مطالعه موردی، داستانسرایی و حکایت، نظریّهداده بنیاد و راهبردهای پژوهش ترکیبی در مطالعات مدیریّت راهبردی پرداخته شده است. سوّم،  توجّه ویژهای به مطالعات موردی و موردهای واقعی از صنعت و دولت در دانشگاهها صورت گرفته و همواره دانشگاهها مسائل واقعی صنعت را تحلیل و راه حلهای عملیّاتی متناسب با دانش نظری راهبرد  بیان کردهاند.

 

سؤالات و تمرین‌های کاربردی

1. آیا تحقّق آرمانهای جهاد اقتصادی همه سازمانهای بخش خصوصی، دولتی و عمومی از یک رویکرد یا الگوی واحد پیروی میکنند؟

2. تلفیق و یکپارچه سازی تعاریف راهبرد چه نقشی در فهم و اجرای راهبردهای جهاد اقتصادی ایفا میکند؟

3. به نظر شما آیا تنوّع مکاتب هم در اجرای راهبردهای جهاد اقتصادی وجود دارد یا باید نسخهای واحد باید برای همه سازمانها در نظر گرفت؟

4. در این فصل  نظریّهیا دیدگاههای مختلفی در  حوزه راهبرد و مدیریّت راهبردی مطرح شد. به نظر شما بهرهبرداری از آنها در مدیریّت راهبردی در عرصههای جهاد اقتصادی چگونه امکانپذیر است؟

5. تعاریف پنجگانه راهبرد در حوزههای مختلف جهاد اقتصادی چگونه عملیّاتی میشوند؟

6. راهبردهای تعمّدی جهاد اقتصادی و راهبردهای نوظهور جهاد اقتصادی چه مفهومی دارد؟ در سازمان خود بدانها بیندیشید.

7. هر لنز راهبرد با کدامیک از نظریّههای بیان شده در بخش اوّل این فصل، مطابقت دارند؟

8. الگوی جامع مدیریّت راهبردی در عرصههای جهاد اقتصادی شامل چه مراحلی است؟

9. آیا الگوی مدیریّت راهبردی در جهاد اقتصادی نوعی مدل تجویزی است یا توصیفی یا تلفیقی از آنها؟

10. به عنوان یک پژوهشگر و  اندیشهمند حوزههای سیاستگذاری و راهبرد به نظر شما فصل اوّل نیازمند چه بخشهای تکمیلی است؟

11. سیاستهای عمومی دولت را در زمینه هدفمندی یارانهها از نظر تعاریف پنجگانه راهبرد تحلیل کنید.

12. در بخش 13-1 هیجده رویکرد و نظریّه راهبردی نام برده شد. برخی از آنها را انتخاب و درباره آنها به منظور بهرهبرداری در توسعه وتحقق اهداف جهاد اقتصادی، پژوهش کنید.